دسته بندی: داستانهای کوتاه و عبرت آموز

مهر۲۵۱۳۹۲

شوخی با نامحرم

بسم الله الرحمن الرحیم

نمونه ای از نهی از منکر امام باقر علیه السلام:   

ابوبصیر گوید:
در کوفه برای زنی قرآن می خواندم . یک بار در موردی با او شوخی کردم ! بعد از مدتی که به خدمت امام باقر رسیدم مرا مورد مذمت و سرزنش قرار داد و فرمود:

کسی که در خلوت مرتکب گناه شود خداوند به او نظرلطف نمی کند. چه سخنی به آن زن گفتی ؟ از روی شرم و حیا سر در گریبان افکندم و توبه کردم .

امام باقر علیه السلام فرمود: شوخی با زن نامحرم را تکرار نکن .

اسفند۲۰۱۳۹۱

اجازه هست از خانم شما لذت ببرم؟؟

«بسم رب المهدی المنتظر» hijab

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت:

- ببخشید آقا! من میتونم یکم به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلاً توقع چنین حرفی رو  نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا پرید و میان بازار و جمعیت، یقۀ جوان رو گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

- مردیکۀ عوضی، مگه خودت ناموس نداری…؟ خجالت نمیکشی؟؟

اما جوان،خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی بشه و واکنشی نشون بده، همان طور مودبانهه و متین ادامه داد..

- خیلی عذر میخوام؛ فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین! دیدم همۀ بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم، که نامردی نکرده باشم…!
حالا هم یقه مو ول کنین! از خیرش گذشتم!!

مرد خشکش زد… همانطور که یقۀ جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد…

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

آبان۱۰۱۳۹۱

پرسشی پیرامون حدیث غدیر از سوی اهل سنت

«بسم الله الرحمن الرحیم»

روزی یکی از دوستان سنی به دیدنم آمده بود.

گفتگوی مفصلی درباره حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) داشتم از جمله به خطبۀ حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم استناد کردم.

ایشان می‌گفت: مولا در این حدیث به معنای دوست آمده است. نهایتاً هر چه دلیل آوردم قبول نکرد. خداحافظی کرد و به سمت بلوچستان حرکت کرد.

یک ساعت از رفتنش گذشته بود که به او زنگ زدم و گفتم: کار خیلی مهمی با شما دارم باید برگردی!!!
گفت: من باید بروم؛ وقت ندارم برگردم؛ خانواده‌ام منتظرم هستند چه کارم داری؟ در تلفن بگو!

گفتم: کار مهمی دارم؛ تلفنی نمی‌توانم بگویم باید خودت اینجا باشی. خیلی اصرار کردم و به زور برگشت. وقتی به من رسید،

گفت: چه کار مهمی داری که من را از این همه راه برگرداندی؟

گفتم: می‌خواستم بهت بگم: دوستت دارم.

گفت: همین!!!

گفتم: بله. همین را خواستم به شما بگویم.

دوستم ناراحت شد و گفت: خانواده‌ام منتظرم بودند و باید می‌رفتم. این همه راه من را برگرداندی که بگویی دوستت دارم!؟؟ اذیت می‌کنی؟

گفتم: سوال من همین‌جا است چطور وقتی شما با عجله به سمت خانوادۀ منتظرتان می‌روید، و شما را از راهتان که می‌روید بر می‌گردانم تا به شما بگویم دوستت دارم؛ ناراحت می‌شوی و در عقل من شک می‌کنی!!

ولی وقتی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) دهها هزار نفر را که با عجله به سمت خانوادۀ خود که آمادۀ استقبال از آنها بودند، می‌رفتند، سه روز در زیر آفتاب سوزان، معطل کردند که فقط بگویند: هر کس من را دوست دارد علی (علیه‌السلام) را دوست بدارد؟
این کار پیامبر (صلی الله علیه و آله) عاقلانه بود؟! آیا این اقدام پیامبر (صلی الله علیه و آله) ناراحتی مسلمانان را در پی نمی‌داشت؟؟ آیا آنها در عقل چنین پیامبری شک نمی‌کردند؟

با این کاری که کردم دوستم با تمام وجود احساس کرد که چه حرف خنده‌داری زده است و اقرار کرد که پیامبر در جریان غدیر خم‌، نکتۀ مهمتری می‌خواست بیان کند و الا برای بیان دوستی علی(علیه‌السلام) نیازی نبود مسلمانان را از راهشان برگردانند .

منبع: به نقل از وبلاگ سؤالاتی که مرا شیعه کرد

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

فروردین۱۷۱۳۹۱

حضرت زهرا و پرونده فدک…

«بسم الله الرحمن الرحیم»
 

پیکر بی‌جان پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله) هنوز دفن نشده بود که عده‌ای در سقیفۀ بنی ساعده جمع شدند و برای جانشینی پیامبر خدا به شور و مصلحت اندیشی پرداختند و به خواست و سلیقۀ خودشان، ابوبکر را به عنوان خلیفۀ اول انتخاب کردند و با وی بیعت کردند…

آنها پیمانی را که در غدیر با پیامبر و علی (علیهم السلام) بسته بودند را به باد فراموشی سپردند و آن حادثۀ عظیم و بیعت چند هزار نفری را دوستی علی خواندند و قائله را به خیال خودشان تمام کردند.

حضرت امیر (علیه السلام) در دفاع از حق خود، از انصار و یاران رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) طلب یاری نمود ولی هیأت حاکمه از این وضع احساس خطر کرده و در صدد برآمد تا با هجوم به بیت وحی، ارکان حکومت خود را محکم کند.

پس از حمله‌ها و هتک حرمتهای متعدد که به خانۀ دخت نبی اسلام(صلوات الله علیه و آله) شد، و سوختن خانه و شهادت حضرت محسن(سلام الله علیه) و زخمی شدن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، نامردمان که دیدند کاری از پیش نرفت تصمیم گرفتند با تحریم اقتصادی و غصب فدک، به اهل بیت پیامبر (سلام الله علیهم) فشار بیاورند و با این شیوه بلکه بتوانند سلاله‌های پیامبر را نیز با خیال‌های شوم خود همراه کنند.

فدک، محک الهی بود که از همان اولین ساعت اعطای آن به فاطمه(علیهاالسلام) با عکس‏العمل‌های موافق و مخالف روبرو شد. این برخوردها که در واقع بروز دهندۀ باطن اعتقادی مردم بود، ادامه پیدا کرد تا روزی که فدک غصب شد، و از آن روز، گران‌سنگی شد که عیار دوست و دشمن را محک زد، و آنچه مردم در زمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه و آله) جرأت بروز آن را نداشتند ظاهر شد، و هر کس نشان داد که به راستی از غصب فدک ناراحت است یا خرسند، و یا نسبت به آن بی‏تفاوت است و برای او ارزشی مثبت یا منفی ندارد که به دفاع از آن برخیزد و اظهار نظر کند.

آری…

 پروندۀ فدک باز شد تا نام دوست و دشمن را تا آخر تاریخ در خود ثبت کند!

واضح است که غاصبین فدک دو دسته‏اند: یکی آنان‌که در حیات فاطمه (علیهاالسلام) شخصاً اقدام به غصب آن نمودند، و دستۀ دوم آنان‌که در طول تاریخ از غاصبین طرفداری کردند و به هر صورتی قلبشان از غصب حق فاطمه (علیهاالسلام) راضی بود. نام هر دو دستۀ غاصبین در دفتر فدک ثبت خواهد شد.

فدک هدیه بود… هدیه‌ای از جانب پیامبر خدا به فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) تا سندی تلخ باشد بر چهرۀ خیانتکار افرادی که نفاق را در اسلام بنا نهادند….

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمٌ و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم القیامه

فاطمه از ریشۀ “فطم” به معنای کنده‌شدن و جدا شدن است.

یونس بن ظبیان روایت می‌نماید که امام صادق(علیه‌السلام) از من پرسید:
آیا می‌دانی که تفسیر فاطمه چیست؟
گفتم: مولای من! خودتان تفسیرش را بفرمایید.
ایشان فرمودند: فاطمه (سلام الله علیها) از هرگونه بدی و زشتی جدا شده بود (فطمت من الشر) و اگر مولا علی(علیه‌السلام) با او ازدواج نمی‌نمود، از ابتدای خلقت، هیچ شخصی هم‌تراز و صلاحیت‌داری برای ازدواج با او پیدا نمی‌شد.

مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۰، باب ۲، روایت ۱، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

اسفند۲۸۱۳۹۰

توصیۀ آیت الله بهجت (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

شخصی از حضرت آیةالله بهجت رضوان‌الله تعالی علیه می‌پرسد:

“چه کنم که در معنویات آن‌قدر موفق باشم که صاحب کشف و کرامت گردم؟”

آن پیر روشن‌ضمیر در پاسخ می‌فرمایند:

“کسانی که از مقداری معنویات برخوردار بودند، دنبال کشف و کرامت نمی‌رفتند. عاشق مقامات عرفانی و کرامات نباشید، گاهی این جور کارها شما را به جهنم می‌برد! انسان باید در این مسیر انسانیت و کسب معارف، اهل مراقبه باشد و تا به مراقبه نرسد، فایده‌ای ندارد!”
(کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیةالله بهجت، جلد دوم)

واقعیت آن است که حضرت آیةالله بهجت که خود اهل کرامات بودند و اساتیدی اهل کرامت و مکاشفه داشتند و چه بسا شاگردانی اهل کرامت پرورش داده باشند، افراد را از مسیر پرخطری پرهیز داده‌اند که طمع بی‌جا در آن می‌تواند مشکلات عدیده دنیوی و اخروی ایجاد کرده و گاه انسان را به ورطه علوم غریبه و حتی رابطه با برخی موجودات غیبی که دشمن انسان هستند، بکشاند.

بنابراین، این عارف برحق، همواره تاکید می کردند که راه واقعی عرفان “ترک گناه” است و چون این امر که البته ساده هم نیست حاصل شد، بقیه خیرات به سوی انسان سرازیر می‌شود.

به واقع کرامت شیعه به قرآن و عترت است و با وجود این دو به چیزی نیاز ندارد، هر چند که آنان که خالصانه پای در این راه نهند و از طمع به عجایب بپرهیزند، خداوند آنان را مشمول رحمت کرده و کراماتی نیز نصیبشان می‌کند، آن‌گونه که نصیب آیةالله بهجت فرمود: “الذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا”

منبع: وبلاگ شکوفۀ نرگس

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

مهر۲۱۳۹۰

زندگی امام صادق(ع) بر چه پایه است؟

«بسم الله الرحمن الرحیم»

شهادت عالم آل محمد، امام جعفر صادق(علیه‌السلام) بر همۀ محبّان حضرتش تسلیت و تعزیت باد.

در جلد هفدهم بحار، باب «مواعظ و اندرزهاى حضرت صادق (علیه السّلام) و سفارشها و سخنان حکمت آمیز آن حضرت» (از کتاب کشف الغمه) نقل شده است که:

به حضرت صادق (علیه‌السلام) عرض شد که زندگی خود را بر چه چیز بنا نهاده‌اید؟

حضرت فرمودند بر چهار چیز:

دانستم که عمل (و وظائف دینى) مرا، کسی غیر از من انجام نمی‌دهد، پس در انجام آن کوشش و مجاهدت نمودم؛

و دانستم که خداوند با عزت و جلال، بر همۀ اعمال من مطلع و آگاه است، پس (از نافرمانیش) حیا و شرم کردم؛

و دانستم که روزى مرا غیر از من کسی نمیخورد، پس (به وصول روزى خود) اطمینان خاطر پیدا نمودم؛

و دانستم که پایان امر من مرگ است، پس (به وسیلۀ فرمانبردارى خداوند و تهیه زاد و توشه آخرت براى مرگ) مهیا و آماده گشتم؛

طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، ترجمه‏ج‏۲، ص: ۳۲۱

پی نوشت: [الحدیث ۱۴۱۰ مواعظ الصّادق جعفر بن محمّد علیهما السّلام و وصایاه و حکمه‏] و فیه أیضا: فی ذلک الباب، نقل من خط الشهید رحمه اللّه قیل للصّادق علیه السّلام على ماذا بنیت أمرک؟ فقال: على أربعة أشیاء: علمت أنّ عملی لا یعمله غیری فاجتهدت، و علمت أنّ اللّه عزّ و جلّ مطّلع علىّ فاستحییت، و علمت أنّ رزقی لا یأکله غیری فاطمأننت، و علمت أنّ آخر أمری الموت فاستعددت، و قال علیه السّلام: إذا أراد اللّه بعبد خزیا أجرى فضیحته على لسانه.

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی کلیک کنید.

شیعیان رهبر ما را کشتند -:-:-:-  صــــــادق آل عبا را کشتند 

نور چشم علی و فاطمه را  -:-:-:-  وارث کربوبـــــلا را کشتند

به امید ظهور منتقم آل محمد (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج